سیزده به در

13 فروردين بر اساس يك باور عاميانه مبني بر نحوست عدد 13، روزي بوده است كه بنا بر رواياتي پس از 12 روز جشن و شادي به نشانه 12 ماه سال، جهت نشان دادن پايان رسمي جشنها و براي در امان ماندن از اتفاقات ناگوار و راندن نحسي از خانه‌ها به خارج از شهر و به دشت و صحرا پناه مي‌برده‌اند و اصطلاحا 13 خود را به در مي‌كرده‌اند. اگرچه در متون تاريخي اشاره‌اي به اين مراسمات نبوده و جايي در نسخ تاريخي از اين مراسم اسمي برده نشده و هيچ منبع علمي قضيه نحوست عدد سيزده را تاييد نكرده است و به نظر مي‌رسد كه قدمت اين مراسم بيشتر از يك قرن نباشد؛ اما به هر ترتيب اين مراسم، مراسمي است كه در ساليان اخير همواره به طور گسترده مورد استقبال مردم – چه روستايي و چه شهري – قرار مي‌گيرد و سال به سال بر ميزان استقبال و تقيد مردم به برگزار كردن آن افزوده مي‌‌شود. تا جايي كه اين روز جزو تعطيلات رسمي كشور ما بوده و روز طبيعت نام گذاري شده است.

لطفا براي خواندن ادامه مطلب در سايت كازرون نما اينجا را كليك كنيد

افق توسعه كازرون با مرزهاي نامحدود

سال 1390 اگرچه براي كازرون آبستن حوادث مهم بسياري بود، اما سايه انتخابات مجلس نهم در ماه پاياني اين سال -  همانند سراسر كشور -  بر سر تمامي رخدادها، نه تنها تاثير غيرقابل انكاري داشت بلكه به نوعي مي‌توان مجموعه‌اي از اين جريانات را پيش زمينه يا مستقيما مرتبط با اين رخداد مادر دانست. حال ارزيابي ملي و بين‌المللي از اين انتخابات هرچه كه باشد، مشاركت نزديك به 90 درصدي مردم كازرون در راي‌گيري 12 اسفندماه، وراي چهارچوب سازي­هاي انتخاباتي كشور، به اعتقاد نگارنده حرف ديگري دارد كه ترجمان آن را بايستي در مطالبات توسعه­مدار اين مردم طي 8 سال گذشته جستجو كرد.

نگاهي اجمالي به تاريخ شهر خودساخته‌اي مانند كازرون كه در مسير توسعه فرهنگي و اجتماعي‌اش، بيشتر شاهد ردپاي فرهيختگان و نخبگان خودجوشي هستيم كه در يكي – دو قرن معاصر بدون مطالبات و چشم‌داشت جدي از حكومت مركزي، تنها با تكيه بر همت، خلاقيت و داشته­هاي خود، از جنبش علمي و فرهنگي با تاسيس مدارس جديد گرفته تا مقاومت و دفاع جانانه در برابر اشغالگران استعمار پيشه انگليسي و در دهه‌هاي اخير كلكسيوني از رشادتهاي فرزندانش در صحنه انقلاب و جنگ  تحميلي را در كشكول افتخارات خود دارند؛ نشان مي‌دهد كه بيش‌از 40 سال واماندگي از همه محورها و افق‌هاي توسعه فقط به خاطر داشتن 130 كيلومتر جاده، جفاي بسيار بسيار بزرگي بوده كه امروز تنها با حضور 91 درصدي مي­توان آه آن را فرياد كشيد. افتتاح جاده‌اي كه كازروني‌ها همه نوع باج و تاوان را به خاطرش پرداخت كردند، در طول چهار سال گذشته نشان داد كه آن خروج از بن‌بستي كه كازرون 40 سال به پايش نشست، اين نبود؛ و آن شد كه امروز در لابه‌لاي سطور بروشورها و زندگينامه‌هاي باقيمانده بر در و ديوار و كف خيابان­هاي كازرون، مي‌توان انواع وعده‌ها – از روشنايي تونل­هاي 4 سال پيش افتتاح شده تا پتروشيمي و راه‌آهن و فرودگاه و… – را يافت. جالبتر اينكه مطالبات متفاوت اين موج 91 درصدي منجر گرديد كه برنامه‌هايي چون حفظ و احياي محيط زيست (و مشخصاً درياچه پريشان) كه روزگاري جزو فانتزي‌ترين شعارهاي انتخاباتي محسوب مي‌گشت و در شهرستاني مانند كازرون كه هيچ، در لابه‌لاي شعارهاي كانديداهاي خوش­ژست پايتخت هم به ندرت مي­شد يافت و به‌نظر مي­رسيد كه بيشتر به درد رقابت­هاي انتخاباتي كلاسيك كشورهايي چون فرانسه و سوئيس مي­خورد، در صدر وعده­هاي كانديداي مطرح قرار گيرد...

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

همچنين این مطلب را می توانید در ویژه نامه نوروزی ضمیمه هفته نامه بیشاپور بخوانید

 

 

ادامه نوشته

روزهای نفس گیر آیت الله/آیا هاشمی در اسفندماه از حمام فین به سلامت خارج خواهد شد؟

یازدهم شوال خبر مرگ محمدشاه در تبریز به ولیعهد که آنروز هفده سال و هشت ماه داشت رسید.
… بدین ترتیب امیر[كبير] با پشتکار قابل توجهی، وسائل حركت وليعهد را فراهم كرد. روز 14 شوال در همان تبريز، ناصرالدين ميرزا را بطور رسمي به مقام سلطنت منصوب نمود و روز 19 شوال موكب همايوني را با تشريفات سلطنتي به طرف تهران حركت داد [و بر تخت پادشاهي نشاند].
[1]

در روزهايي كه از خرداد 88 تا كنون حمله و تخريب هاشمي رفسنجاني كارنامه موفق و افتخار آميزي در رزومه سياسي اكثر اصولگرايان – از تكفيرهاي طيف حاميان دولت امثال فاطمه رجبي و علي اكبر جوانفكر و بخصوص اين روزها توسط افرادي چون حجة‌الاسلام قاسم روانبخش در جبهه پايداري گرفته تا يكي به نعل و يكي به سندان زدنهاي محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام – محسوب مي‌گردد و نزديك شدن به هاشمي رفسنجاني آنهم از نوع مصاحبه گرفتن چيزي در حكم لكه دار نمودن دامان مطبوعه خاطي قلمداد مي‌گردد؛ روزنامه شرق اما آنقدر شهامت به خرج داد تا كارنامه هاشمي را در طي دوران بهار مسئوليتش از اول انقلاب و خصوصا در 8 سال دولت سازندگي با اين پرسش كه  "در افكار عمومي خصوصا در سال‌هاي بعد از رياست‌جمهوري شما - به استثناي سال‌هاي اول دوره اصلاحات- خيلي‌ها نظر و ديدگاه‌شان اين بود كه مي‌گفتند آقاي هاشمي اميركبير دوران معاصر ايران هست يا مي‌خواسته باشد. جناب آقاي هاشمي، من با توجه به سعه‌صدري كه از شما سراغ دارم مي‌خواهم يك سوال را خيلي شفاف پاسخ بدهيد. شما خودتان درباره اين موضوع و اين ديدگاه نسبت به خودتان چه نظري داريد؟ آيا مي‌خواستيد اميركبير دوران معاصر باشيد؟"[2] با اميركبير، صدراعظم مقتول ناصرالدين شاه در عهد قاجار قياس نمايد.

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته

نامه سرگشاده به دادستان شهرستان كازرون - دادگاه پريشان را برگزار كنيد

جناب آقاي ايزدي‌خواه دادستان محترم شهرستان كازرون

باعرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما و عذرخواهي به دليل اينكه اين نامه جهت اثرگذاري بيشتر به صورت سرگشاده منتشر گرديد. آنچه كه امروز موجب شد تا وقت گرانمايه و پرمشغله حضرتعالي – كه راهروهاي شلوغ و انبوه پرونده‌هاي قضايي در ساختمان دادگستري شهرستان كازرون گواه آن است – بگیرم، مساله به ظاهر تكراري اما در باطن پراهميت و حياتي »درياچه پريشان« است كه ديگر مصائب پيرامون آن طاقت را نه تنها از كف دوستداران محيط‌زيست كازرون كه علاقمندان به حيات يكي از مهمترين و ارزشمندترين اكوسيستم‌هاي طبيعي جهان برده است.
دادستان محترم!
تنها با يك نگاه ساده و نه چندان عميق به روند وقايع پيرامون درياچه پريشان طي 6 سال گذشته در قالب طرح حفاظت از تالاب­هاي ايران مي­توان فهميد كه مجموعه‌اي از سهل انگاري­ها و تقصيرها و سوء مديريت­ها منجر به بروز خسارات و ورود زيان­هايي به اين درياچه و به دنبال آن به منافع عمومي مردم شهرستان و نهايتا منافع ملي كشور شده كه راهي جز رجوع به مقام قضايي جهت اعلام  دادخواهي باقي نمی­ماند.
جناب آقاي ايزدي‌خواه، از آنجا كه بنده نه قصد اشاره به مواد قانوني و نه تخصص لازم جهت استناد به آنها را دارم، تنها با يك نگاه ساده به ...

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

همچنين ميتوانيد اين مطلب را در شماره ۲۸۴ هفته نامه بيشاپورصفحه ۵ مطالعه فرماييد

 

ادامه نوشته

لبهای تشنه ای که سیراب بازگشتند

نگاهی تحلیلی به نماز باران مرحوم بهجت العلما بحرانی [1]

اقامه نماز باران طی ماههای اخیر در سراسر کشور و از جمله شهرستان کازرون به دلیل خشکسالی نگران کننده و عدم نزول رحمت الهی با وجود گذشت پاییز و ورود به زمستان، بدون شک برای سالمندان شهری همانند کازرون که تجربه اقامه نماز استسقا مرحوم بهجت العلما بحرانی و نزول بلافاصله باران را در بیش از 65 سال قبل به عینه دیده اند سرشار از امید و باور خواهد بود. به دنبال برپایی این مراسم مقاله ای از نگارنده که یکی – دو سال قبل در شرح و کیفیت برگزاری آن نماز بر طبق آنچه از ریش سفیدان و کهنسالان سینه به سینه نقل گردیده، در نشریه شهرسبز به چاپ رسیده بود، عینا در سایت کازرون نما و همچنین گزیده ای از آن در شماره 241 هفته نامه بیشاپور انتشار مجدد یافت. نگارنده اما معتقد است که بیش از آنکه به جنبه داستانی این واقعه توجه گردد، بایستی به تحلیل کارکردی آن پرداخته شود؛ چراکه مروری بر آداب اجرا شده توسط شیخ بحرانی در آن مراسم می تواند نکات قابل تامل و  اقتباسی را در بر داشته باشد که قطعا برای امروز هم عمل به آنها موثر و راهگشا خواهد بود.

اگر بخواهیم از دریچه علوم اجتماعی به اینگونه مراسم بنگریم، این قبیل مناسک در دسته بندی های جامعه شناسی جزو "مناسک تقویت" [2] طبقه بندی می گردند ...

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

این مطلب را همچنین می توانید در شماره ۲۴۴ هفته نامه بیشاپور بخوانید

 

ادامه نوشته

سفيران كوچك فرهنگي(به بهانه اعلام انتشار تمبرهاي يادبود شهداي كازرون)

طي سالهاي اخير حوزه شهيد و شهادت در كازرون شاهد تحركات پررنگ و اثرگذاري در راستاي ارج نهادن بر رشادتهاي رزمندگان و گسترش فرهنگ شهادت و ايثار بوده است. بازخواني حوادث و نقش موثر رزمندگان كازروني در عملياتهاي مختلف به صورت درج خاطرات و وصيتنامه‌ها و روزشمار عملياتها در مطبوعات محلي آنهم با صورتهايي نسبتا نوين‌تر از قالب‌هاي كليشه‌اي گذشته و نيز كار ريشه‌اي و بنيادين عده‌اي از جوانان اين شهر در جمع‌آوري و تكميل بانك اطلاعات شهداي كازرون و انتشار نخستين و تنها نشريه تخصصي با موضوع ايثار و شهادت، در كنار برگزاري يادواره‌هاي مختلف كه هراز چندگاهي در سطح شهرستان و توابع برگزار مي‌گردد، افق روشني را در آينده فضاي فرهنگي كازرون از اين منظر گشوده است كه فعاليتهاي و اقدامات گذشته را تا حدودي تلطيف نموده و بر اثرگذاري و كاربردي نمودن اين فعاليتهاي فرهنگي افزوده و نتايج آنها را براي مردم به عنوان يك كالاي فرهنگي ملموس‌تر ساخته است.

در چنين فضايي اما تشكيل كميته تدوين و تاليف كتاب 1100 شهيد شهرستان نقطه عطف ديگري بر فعاليتهاي چند سال گذشته در اين حوزه بوده است كه در راستاي آن اعلام خبر چاپ تمبر يادبود شهداي كازرون از سوي رياست اداره پست شهرستان به صورت بلوك‌هاي چهارتايي در 4 آلبوم به عنوان سهم و نقش اداره پست در ستاد فرهنگي كنگره بزرگداشت شهدا [1] نيز جزو اقدامات ماندگار با قابليت برنامه‌ريزي جهت اهداف بلند مدت فرهنگي با استفاده از كاركردهاي تمبر به عنوان سفيران كوچك فرهنگي است؛ چراكه تمبر اگرچه در يك نگاه سطحي تنها يك قطعه كاغذ منقوش است، اما تاملي عميق در كاركردهاي آن ثابت مي‌نمايد كه تمبر همه فرهنگ يك كشور را در كاغذي به ابعاد معمولا 33×46 ميليمتر با خود به يدك مي‌كشد.

براي خواندن ادامه مطلب در پايگاه خبري كازرون نما  اينجا را كليك كنيد

 

چند نكته

پيش درآمد

اول از همه اينكه دوستان مرتب پيغان و پس‌غام مي‌دهند كه چرا نمي‌نويسي؟ ضمن اينكه بايد از لطف دوستان تشكر كنم به خاطر اينكه قلم شكسته مرا لايق لغزيدن بر روي كاغذ قلمداد مي‌كنند، در حالي كه شايسته اين همه توجه نيست. با اين حال لازم به توضيح است كه اين روزها بيشتر به دنبال خواندن و آموختن و مطالعه هستم تا نوشتن چراكه به اين نقطه رسيده‌ام كه نياز به آموختن را بيش از غناي نوشتن در خود  احساس مي‌كنم و نيز اينكه مرتب به وبلاگ دوستان سر مي زنم و از آخرين پست‌هاي آنها استفاده مي‌برم هرچندكه تا ضرورتي نبينم پيغام نمي‌گذارم. اما نكته‌ها...

1-   ديروز (چهارشنبه 12/8/89) بعدازظهر اولين باران در بوشهر باريد و پس از قريب به 10 ماه (اگر درست گفته باشم) مجددا زمين آفتاب خورده بوشهر جان تازه‌اي يافت. باران زيبايي كه همراه با رعدوبرق حدود 10 دقيقه‌اي با شدت باريد. البته برخلاف جاهاي ديگر كه پس از باران هوا سرد و دلچسب مي گردد، اينجا امروز هوا كمي گرمتر و بسيار شرجي‌تر از روز قبل شده بود. خدا را بسيار از نزول اين رحمتش شاكريم كه موجب شادي و نشاط ما شد و شهر روحي ديگر گرفت.

2-   مشغول خواندن خبري در يكي از سايتهاي خودمان بودم كه عنوان خبر كفرم را حسابي بالا آورد. "يك گامي ديگر از دولت عدالت محور". اگرچه براي گفتن ناعدالتيهاي فراوان در جامعه مي‌توان ساعتها و بدون وقفه مثال آورد؛ اما بيشتر عصبانيت من از ناعدالتي بود كه تصميمات آن صرفا در زير سقف سالن جلسات هيئت دولت توسط دولتمردان گرفته مي‌شود و فاصله اين ناعدالتي‌ها تنها به اندازه فاصله صندلي دو وزير يا مديركل است.

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

ادامه نوشته

آخرین شب

 

۲۱ رمضان

سیاه ترین شب بشریت٬ سفیدترین روز علی (ع)

سالروز شهادت مردي به وسعت آسمان تسلیت باد

این آب زلال می ماند؟

اشاره :
در اسفندماه ۸۵ مطلبی با عنوان “آب بهجت آباد” با محوریت معرفی نقش مرحوم بهجت العلما بحرانی در حفر اولین چاه آب شرب مکانیزه کازرون در وبلاگم و متعاقب آن در نشریه شهرسبز منتشر کردم و در جریان تحقیق پیرامون آن به اطلاعات جالبی در خصوص ارزش پزشکی آب‌های شرب کازرون برخوردم که طی آن مقاله عرضه گردید. در ماههای اخیر اما خبر احداث ساختمان‌های طرح مسکن مهر در حریم چاه‌ها و سفره زیر زمینی آب شرب کازرون، لزوم یادآوری برخی ویژگیهای این نعمت ارزشمند را که مورد تهدید واقع شده بیش از پیش ایجاب می‌کند.


شاید در سالهای اخیر به لحاظ خشکسالی و افزایش میزان مصرف آنهم از نوع بعضا بی رویه مساله آب شرب کازرون تا نزدیکی نقطه بحران رفته باشد، اما برای به خاطر آوردن سالهای پرآب کازرون سن و سالی بیش از ۳۰ سال نیاز نیست. سالهایی که اخبار کمبود آب در شهرهایی چون تهران در طول تابستان برای مردم کازرون بیشتر شبیه یک لطیفه بود تا واقعیت. علاوه بر غنای منابع آب در کازرون – که به نسبت خشکسالی‌ها هنوز هم قابل توجه می‌باشد – این آب از ویژگیهای دیگری همچون خوش طعم بودن و سالم بودن و سبک بودن و حاوی مواد معدنی مفید بودن برخوردار است. فاکتور سلامت که از مهم‌ترین پارامترهای آب شرب محسوب می‌گردد در تمامی دنیا همواره مد نظر مقامات بهداشتی و متولیات سازمانهای کنترل کننده و ایجاد کننده زیرساختهای صنعت آب بوده است و طبیعتا در کازرون نیز وجود منابع آبی که از سلامت و بهداشت مناسب برخوردار بوده و به دور از عوامل آلاینده باشد بسیار حائز اهمیت بوده و هست...

برای خواندن ادامه این مطلب در سایت خبری بیشاپور اینجا را کلیک کنید


 

گناهي به نام "آب شاه"!!

سالها قبل در اوايل دهه ۶۰ ميدان نقش جهان اصفهان مملو از درختان زيبا و سايه داري بود كه هميشه يكي از برنامه‌هاي مسافرت تابستانه‌مان كه اغلب از اصفهان مي‌گذشت، خوردن نهار آنهم از نوع جگر و كباب در زير سايه‌هاي اين درختان بود.

يك وقفه چندين ساله در برنامه مسافرت‌‌هاي تابستانه و سفر مجدد به اصفهان در اواسط دهه ۷۰ ما را از تغيير ايجاد شده در ميدان نقش جهان به شدت متعجب و شگفت زده كرد. مواجهه با منظره ميدان نقش جهاني كه تمامي آن درختان سايه‌دارش بريده شده و تبديل به ميداني چمنكاري شده بود، آه از نهادمان بلند كرد. پدرم از باغباني كه مشغول رسيدگي به گلها بود پرسيد حيف از آن درختان نبود؟ چرا آنها را بريدند؟ مرد باغبان مكثي كرد و گفت "آب شاه خورده بودند".

پاسخ معني دار آن باغبان حاوي اين مضمون بود كه تنها گناهي كه مي‌شود براي قطع اين درختان متصور شد اين است كه بگوييم در زمان حكومت پهلوي كاشته شده و آب دوره شاه را خورده و گرنه چه دليلي مي‌شود براي بريدن درختان آورد.

منظور من از بيان اين خاطره حكايت افطاري ماه رمضان است كه سالها با صوت زيباي "ربناي" استاد شجريان عجين شده بود و اكنون دومين ماه مبارك است كه با تحريم آن از سوي صدا و سيما مواجه هستيم. تحريمي كه اگرچه دستور كتبي مبني بر حذف آن وجود ندارد، اما طبق يافته‌هاي من با اشاره مديران شبكه‌ها از جمله شبكه‌هاي استاني از تهيه كنندگان خواسته شده كه از اين دعاي تاثيرگذار و خاطره انگيز استفاده نكنند و با وجود اينكه بهانه مديران درخواست خود استاد براي عدم استفاده از آثارش در صدا و سيماي ايران است، و علي رغم اينكه استاد دعاي ربنا و يكي دو كار ديگر را كه مسائل حقوقي و مالكيت معنويش ميان او و صدا و سيما حل و فصل شده و مجوز انتشار از سوي استاد دارد را در جريان شكايتش از صدا و سيما مستثني نموده بود، به نظر مي‌رسد كه اين تحريم كه امسال دامنه آن تا آهنگهاي پيشواز ايرانسل هم گسترده شده تنها يك دليل دارد و آنهم گناه غير قابل بخشش استاد است و آن گناه گناهي نيست جز

پنجاه سال خواندن براي همين خس و خاشاك‌