من سرهنگ نيستم، من فرماندارم/يادداشتي بر فرصتها و چالشهاي فراروي فرماندار جديد كازرون
سرانجام پس از كش و قوسهاي فراوان و
موج مخالفها و انتقادات و نامههاي سرگشاده، سرهنگ حميدرضا گرامي به عنوان
جايگزين الياس محمدي حكم گرفت و فرماندار كازرون شد. انتصاب سرهنگ گرامي از آن رو
براي اكثريت فعالان سياسي و اجتماعي كازرون گران آمد كه اولا او به دليل اقليدي
بودن براي كازرون غير بومي و دوم اينكه در دولت حقوقدانان يك سرهنگ بود. البته
نگاهي به سيل انتقادات در ماههاي گذشته تا همين روزها نشان ميدهد كه علت اصلي
مخالفتها نه سرهنگ بودن وي، و نه اقليدي بودن ايشان است كه دليل اصلي را در
پافشاري و اعمال نفوذ نماينده شهرستان جناب دكتر محمدصادقي بايستي جستجو كرد كه
رياست ستاد انتخاباتي دكتر ولايتي را در خرداد 92 برعهده داشت و اين كانديداي
رياست جمهوري در اصليترين كانون هواداران دكتر محمدصادقي در شهرستان كازرون هم
راي چشمگيري كسب نكرد و مخالفان نماينده، آنرا نه بزرگي به جبههگيري سياسي ايشان
در سطح ملي قلمداد كردند. لذا امروز انتظار دارند همسو با اكثريت راي دهندگان در
انتخابات رياستجمهوري، فردي اعتدالگرا را به نمايندگي دولت تدبير و اميد بگمارد؛
و البته عدهاي نيز اين حمايت و پافشاري را در راستاي نوعي برنامهريزي و ياركشي
دكتر محمدصادقي براي انتخابات سال آينده مجلس شوراي اسلامي قلمداد ميكنند.
با اين وجود مخالفان با بهانه قراردادن سوابق نظامي حميدرضا گرامي كه هواداران دولت تدبير و اميد در كازرون...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 1:22 توسط فرزاد
|
وقتي آدم از زندگي خسته ميشه، وقتي آدم حرف زور مي شنوه ولي توان مقابله نداره، وقتي آدم گريش مياد و ميخواد خودشو کنترل کنه ولي لرزش چونه هاش داره رسواش مي کنه، وقتي آدم از قيافه دورو برياش خسته ميشه، وقتي آدم دلش مي خواد به يه نفر که ازش مي ترسه فحش بده و خلاصه وقتي آدم با خدا قرار ملاقات داره، دنبال يه جاي دنج مي گرده که يه خورده با خودش خلوت کنه.