اینجا، جایی برای ماندن نیست/يادداشتي بر كاهش 18000 نفري جمعيت كازرون طي 5 سال گذشته

سرشماري‌ها منبع اصلي آمارهاي جاري جمعيت به شمار مي‌روند كه نشانگر تركيب و وضع جمعيت در يك مقطع زماني معين هستند. اما آمارهاي تغييرات جمعيتي كه اصطلاحا به آن حركات جمعيت [1] مي‌گويند، با تغييرات و تحولات دائمي و مستمري همراه هستند كه بر تعداد جمعيت هر نقطه، اعم از روستا، شهر و يا كشور تاثير مي‌گذارند. از جمله مهمترين اين تحولات كه همواره مورد توجه دولت‌ها و نيز پژوهشگران اجتماعي و اقتصادي  و سياسي و سازمان‌هاي برنامه‌ريزي كشورها مي‌باشد و به طور مداوم مورد ثبت قرار مي‌گيرد، وقايع حياتي [2]  است كه شامل ولادت، ازدواج، طلاق، مرگ و مهاجرت مي‌باشد. از ميان آنها تغييراتِ دو عامل ولادت و مرگ و مير، حركات زماني جمعيت را موجب مي‌شود و مهاجرت – كه از تفاضل ميزان مهاجرپذيري و مهاجر فرستي به دست مي‌آيد – حركت مكاني جمعيت را عامل مي‌شود.
اعلام نتايج سرشماري عمومي سال 1390 كشور در حوزه شهرستان كازرون كه كاهش قريب 18000 نفري جمعيت اين شهرستان را نسبت به سرشماري سال 1385 نشان مي‌دهد، اگرچه شايد براي مسئولين شهرمان  به منزله كاهش 18000 «نفردغدغه»!!! [مثل نفرساعت خوانده مي‌شود] تلقي شود و به‌مثابه «هرچه نان خور مدعي كمتر، بهتر» قلمداد گردد؛

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

همچنين مي‌توانيد اين مطلب را در شماره ۳۰۹ هفته نامه بيشاپور در صفحه ۴ مطالعه نماييد

جهت مشاهده این مطلب در سایت بابونه اینجا را کلیک کنید

ادامه نوشته

اشتغال چگونه معضل شد؟/نقدي بر يادداشت اولويت اشتغال با چه كساني است؟

در شماره  179 هفته‌نامه شهرسبز مورخه اول خرداد ماه 91، يادداشتي اعتراض آميز از دوست عزيز محمد مهدي اسدزاده در نقد اظهارات مديرعامل شركت مخابرات استان فارس مبني بر اولويت استخدامي بانوان در آن شركت به چاپ رسيد كه در پايگاههاي مجازي متعددي نيز بازنشر يافت. نويسنده محترم يادداشت با نقدي بر عقبه معضل اشتغال جوانان كشور، به نقد اين سياست شركت مخابرات پرداخته و آن را به نوعي به مسائل سياسي وراي ديدگاه رفع مشكل جوانان و به جهت تامين منافع و خوشايند قشري خاص (مرفهين بي‌درد) ارتباط داده است.

اين قلم از موضع يك دانشجوي رشته پژوهشگري علوم اجتماعي كه در خلال درسها با برخي ريشه‌هاي معضلات اجتماعي جامعه ايران از جمله اشتغال و نيز مباحثي مقدماتي از علم اقتصاد آشنايي پيدا كرده و نيز به عنوان فردي كه صاحب يك شركت پيمانكاري بوده و در عرصه خدماتي – اقتصادي فعاليت داشته و چندين نيروي كار در شركت خود تحت استخدام دارد، لازم مي‌بيند كه در كمال احترام به دوست عزيز نويسنده – كه افتخار دوستي نزديك چندين ساله با ايشان دارم –  ضمن تاييد بخشي از مطالب آن يادداشت، به رد برخي مباحث كه به نظر مي‌رسد اندكي در فضاي احساسي تحليل شده باشد و توضيحاتي پيرامون برخي بندهاي ديگر آن مطلب بپردازد. با اين توضيح تكميلي كه اين مطلب به هيچ عنوان در پاسخ به يادداشت مذكور نبوده بلكه از ديد اينجانب به موازات آن قلمداد مي‌گردد...

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

همچنين اين مطلب را مي‌توانيد در شماره ۱۸۰ هفته نامه شهر سبز مطالعه فرماييد

براي ديدن اين مطلب در سايت كازرون نما اينجا را كليك كنيد

 

ادامه نوشته

بیشاپور در کدام آتش سوخت؟

چيزي در حدود صد هكتار از محوطه سايت تاريخي بيشاپور، درست در بيخ گوش بناهاي مكشوفه اين مهمترين شهر ساساني درحالي در " آتش سوخته شد" كه اولا اعلام خبر يك تعرض و تخريب جديد به عرصه ميراث فرهنگي كازرون به ستون ثابت مطبوعات شهر تبديل گشته و ثانيا، از اين بابت ديگر هم براي مسئولان  امري "عادي" و پيش‌پا افتاده قلمداد مي‌گردد و هم به تكرار مكررات براي مردم كازرون بدل شده است. حفاريهاي غير مجاز در تپه‌هاي تاريخي شرق كازرون، بي توجهي به فرسايش كتيبه سرمشهد، رويش گياهان در بدنه بناهاي بيشاپور، تخريب مساجد تاريخي كازرون به بهانه نوسازي، رها شدگي حمام‌هاي تاريخي شهر، تردد ماشينهاي راه سازي از منطقه باستاني تنگ چوگان، انجام انفجار جهت حفاري در فاصله اندك از شهر تاريخي بيشاپور و قلعه متزلزل دختر، تخريب خانه‌ها و مغازه‌هايي كه در فهرست آثار تاريخي كازرون قرار دارند و گل سرسبد تخريب‌ها، جدا كردن قسمتي از نقش برجسته بهرام در تنگ چوگان بوسيله كلنگ و حالا هم به آتش كشيدن علف‌هاي خشك محوطه بيشاپور.

اما به راستي ريشه اين تخريبها را در كجا بايستي جستجو كرد؟ ...

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

همچنین می توانید این مطلب را در شماره ۳۰۷ هفته نامه بیشاپور مورخه ۸

خرداد ۹۱ صفحه ۷ مطالعه فرمایید.

و جهت مشاهده آن در سايت بابونه اينجا را كليك كنيد

 

ادامه نوشته