طبیعت و محیط زیست، سرمایه یا هزینه؟

شاید بارها و بارها شاهد آن بوده‌ایم که حضور حیواناتی در محل زندگیمان، چه در خانه و چه محله و چه شهرها و حتی گاهی تنها فکر حضورشان و وجودشان آزارمان داده و به نحوی انتظار نابودی آنها را داشته‌ایم و یا اقدام به از میان بردن آنها کرده‌ایم. ساده‌ترین و فراوان‌ترین این جانوران سگ‌ها و موشها و گربه‌هایی هستند که شبانه‌روز در کوچه‌هایمان و گاهی در خانه‌هایمان پرسه می‌زنند و ما آنها را موجوداتی مزاحم و آلوده کننده می‌دانیم و معتقدیم که آنها با ورود به محل زندگیمان، آرامش و سلامتی و گاهی جانمان را به خطر می‌اندازند؛ بدون در نظر گرفتن این نکته اساسی که این ما انسانها هستیم که به قلمرو زندگی اینها تجاوز کرده و شهرهایمان را در محل زندگیشان بنا کرده‌ایم. این مساله تنها مختص شهر و یا محله ما نیست، بلكه در تمامي شهرهاي جهان خصوصا در حومه‌هاي شهر، سگهاي ولگرد و برخي حيوانات ديگر يا به طور مستقيم و عمدي به بهانه پيشگيري از حمله آنها به انسان و يا شكار و تفريح و يا به صورت غير مستقيم و غير عمد مانند تصادف با اتومبيل يا تخريب محيط زندگيشان از بين مي‌روند؛ كه البته اين‌ها بجز جنگلها و مراتع و كوه‌ها و دشتها و ساير عرصه‌هاي طبيعي است كه در حين ساخت و گسترش شهرها به نابودي كشيده مي‌شوند و همه اينها به دليل تفكر و تعرض خودخواهانه و خودبينانه انسان نسبت به طبيعت است.

برای خواندن ادامه این مطلب در سایت کازرون نما اینجا را کلیک کنید

زخمهایی که از اول هم دیده نشد (پنجه سبز 2)

 

سال 1385 - پلاژ دریاچه پریشان

سال 1385 بود که در همین "پیشنویس" مطلبی با عنوان میهمان کشی بر مبنای تصویری از لاشه یک پلیکان شکار شده که در محوطه پلاژ دریاچه پریشان و درست در کنار اسکله قایقها رها شده بود به روز کردم و از دو جنبه مورد انتقاد قرار دادم یکی کسانی که با بی رحمی و بدون در نظر گرفتن ارزشهای زیست محیطی و حیات وحش این موجودات به شکار غیرقانونی آنها می‌پردازند و دیگری کوتاهی محیط بانانی که لااقل برای حفظ آبروی خود هم که شده این لاشه را از آنجا جمع‌آوری نمی‌کنند.

این گونه شکارها به همراه خسارات دیگر از جمله سوزانده شدن نیزارها ...

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته