طبیعت و محیط زیست، سرمایه یا هزینه؟
شاید بارها و بارها شاهد آن بودهایم که حضور حیواناتی در محل زندگیمان، چه در خانه و چه محله و چه شهرها و حتی گاهی تنها فکر حضورشان و وجودشان آزارمان داده و به نحوی انتظار نابودی آنها را داشتهایم و یا اقدام به از میان بردن آنها کردهایم. سادهترین و فراوانترین این جانوران سگها و موشها و گربههایی هستند که شبانهروز در کوچههایمان و گاهی در خانههایمان پرسه میزنند و ما آنها را موجوداتی مزاحم و آلوده کننده میدانیم و معتقدیم که آنها با ورود به محل زندگیمان، آرامش و سلامتی و گاهی جانمان را به خطر میاندازند؛ بدون در نظر گرفتن این نکته اساسی که این ما انسانها هستیم که به قلمرو زندگی اینها تجاوز کرده و شهرهایمان را در محل زندگیشان بنا کردهایم. این مساله تنها مختص شهر و یا محله ما نیست، بلكه در تمامي شهرهاي جهان خصوصا در حومههاي شهر، سگهاي ولگرد و برخي حيوانات ديگر يا به طور مستقيم و عمدي به بهانه پيشگيري از حمله آنها به انسان و يا شكار و تفريح و يا به صورت غير مستقيم و غير عمد مانند تصادف با اتومبيل يا تخريب محيط زندگيشان از بين ميروند؛ كه البته اينها بجز جنگلها و مراتع و كوهها و دشتها و ساير عرصههاي طبيعي است كه در حين ساخت و گسترش شهرها به نابودي كشيده ميشوند و همه اينها به دليل تفكر و تعرض خودخواهانه و خودبينانه انسان نسبت به طبيعت است.
برای خواندن ادامه این مطلب در سایت کازرون نما اینجا را کلیک کنید

وقتي آدم از زندگي خسته ميشه، وقتي آدم حرف زور مي شنوه ولي توان مقابله نداره، وقتي آدم گريش مياد و ميخواد خودشو کنترل کنه ولي لرزش چونه هاش داره رسواش مي کنه، وقتي آدم از قيافه دورو برياش خسته ميشه، وقتي آدم دلش مي خواد به يه نفر که ازش مي ترسه فحش بده و خلاصه وقتي آدم با خدا قرار ملاقات داره، دنبال يه جاي دنج مي گرده که يه خورده با خودش خلوت کنه.