تاسيس كارخانه توليد تراورس بتوني/پيشنهادي براي پيگيري فرماندار در سال اقتصاد و فرهنگ

اشاره

روزهاي اول خدمت سربازي در يگان پليس راه‌آهن در انديمشك، متوجه واگنهاي باريي مي‌شدم كه تعداد زيادي قطعات مونتاژ شده ريل راه آهن را در ايستگاه انديمشك بارگيري و به سمت اهواز يا تهران حمل مي‌كرند. آن روزها اين سئوال مرتب در ذهنم بود كه مگر راه آهن خوزستان و لرستان چقدر طرح توسعه و يا تعميرات دارد كه اين اندازه قطعات ريل به اين ايستگاه وارد و خارج مي‌شود؟ كنجكاوي مرا برآن ساخت كه اين سئوالم را با يكي از كاركنان راه‌آهن مطرح كنم. ايشان ضمن لبخندي گفت كه اين‌ها تراورسهاي توليد شده در كارخانه تراورس بتني انديمشك است كه بيشتر آنها جهت طرح‌هاي توسعه ريلي به استانهاي ديگر و مقداري هم براي صادرات ارسال مي‌شود. ايشان در آن زمان مي‌گفت كه از اين كارخانه يكي در تهران، يكي در كرج و يكي نيز در انديمشك است و سالهاست كه از تراورسهاي چوبي ديگر  استفاده نمي‌شود و به جاي آن تراورس بتني به‌كار مي‌رود. از همان زمان اين جرقه در ذهن من زده شد كه اگر قرار است روزي استان فارس به شبكه ريلي وصل شود، جنوب كشور به همچين كارخانه‌اي نياز دارد و بهترين فرصت براي كازرون است كه آن را سهم خود سازد.

با احداث خط آهن شيراز به اصفهان و بهره‌برداري از اين خط، استان فارس نيز پس از قريب به يك قرن از احداث خط  راه‌آهن سراسري، سرانجام به شبكه ريلي كشور پيوست. البته اين اتمام كار نبود، بلكه شروعي بود...

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

همچنين مي‌توانيد اين مطلب را در شماره ۴۰۱ هفته‌نامه بيشاپور مورخه دوشنبه ۱۲ خردادماه ۱۳۹۳ در صفحه ۵ مطالعه نماييد 

"دا" كتابي كه حتما بايد خواند/يادداشتي به بهانه سالروز حماسه فتح خرمشهر

فتح خرمشهر بدون شك يكي، بلكه مهمترين روز و غرور انگيزترين روزهاي پس از انقلاب اسلامي ايران است. سوم خرداد ۱۳۶۱ اگرچه براي من كه در آن زمان كمي بيش از ۳ سال داشتم، جز پخش مارشهاي نظامي از راديو و تلويزيون و جنب و جوش توأم با هيجان اعضاي خانواده و همسايه‌ها كه نشان از پيروزي خوشحال كننده‌اي در جبهه‌ها مي‌داد، تداعي كننده تصوير خاص ديگري نيست؛ اما براي بسياري از زنان و مردان و جوانان و كهنسالان و كودكان و رزمندگاني كه در بطن حوادث آن سالها و اوج درگيري و دفاع و فتح بودند، قطعا روزهاي خاص و خاطره‌انگيز مملو از صحنه‌هاي تلخ و خوشحال كننده است.

تصوير جلد كتاب دا

در اين سالها، و در سالروز اين فتح الفتوح، هرآنچه بيشتر گفته مي‌شود و از تلويزيون پخش مي‌گردد، شرح عمليات غرور آفرين بيت‌المقدس و تصاويري از مسجد جامع خرمشهر و پرچم جمهوري اسلامي ايران برافراشته شده بر گنبد آن است و البته آهنگ خاطره انگيز "ممد نبودي ببيني"...[1].

شايد براي اينكه حلاوت اين تصاوير به معناي واقعي در كاممان بنشيند، لازم باشد يك سال و نيم به عقب برگرديم و حوادث و اتفاقات روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ را در اين شهر بازبيني كنيم؛ و شايد بسيار لازم باشد كه خود را در ميان مردم خرمشهر در آن روزها رها كنيم تا بفهميم كه وقتي يك روز صبح مثل همه روزهاي ديگر از خواب بلند مي‌شوي تا به كارهاي يوميه بپردازي و خواهر و برادر كوچكت را در اولين روز مهر تا مدرسه همراهي كني و فكر مي‌كني امروز هم مثل روزهاي قبل به آرامي تمام خواهد شد؛ اما به ناگاه گلوله‌هاي مكرر خمپاره و توپ امان شهرت را مي‌بُرد و بيش از ۴۰ روز آينده همين اوضاع است كه تازه هرروز وخيم‌تر هم مي‌شود تا خرمشهر  بشود "خونين‌شهر" و بعد شهرت را از تو مي‌گيرند و بايد صبر كني و مبارزه و "ممد"ها[۲] نباشند تا "شهرخون" را "خدا آزاد"[۳] كند.

شايد فكر كنيم كه با اين تصورات خيلي در عمق ماجرا فرو رفته‌ايم. اما روايت مستقيم دختري نوجوان[۴] از آن ايام و تا آخرين روزهاي مقاومت و روزهاي اول فتح خرمشهر در كتاب "دا" آنچنان مو بر اندام آدم سيخ مي‌كند كه تازه خدا را شكر ميكني كه جاي آنها نبوده‌اي.

كتاب "دا"[۵] را من دو بار خوانده‌ام. اما براي كساني كه به آشنايي با تاريخ و تحولات اجتماعي اين مملكت علاقه‌مندند، خواندن حداقل يكبار آن از ديد من لازم است. اين تجربه را از دست ندهيد.آنهم كتابي كه در طول يك سال به چاپ شصتم رسيد و نميدانم تا امروز به چاپ چندم رسيده باشد. "دا" روايتگر وقايع اجتماعي يك شهر در آستانه سقوط است.

پي نوشت

۱- آهنگي كه شعر آن سروده جواد عزيزي از همرزمان شهيد محمدجهان‌آرا بود كه در سالروز شهادتش سروده و توسط كويتي‌پور از مداحان معروف كشور اجرا شده است.
۲- شهيد محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر كه رزمندگان و نيروهاي مردمي به فرماندهي او بيش از ۴۰ روز جانانه از اين شهر كه قرار بود ۳ روزه اشغال شود دفاع كردند.
۳- امام خميني (ره) در مورد فتح خرمشهر فرمودند: "خرمشهر را خدا آزاد كرد"
۴- سركار خانم سيد زهرا حسيني
۵- كتاب دا. خاطرات سيده زهرا حسيني، به اهتمام سيده اعظم حسيني. انتشارات سوره مهر. تهران. چاپ اول ۱۳۸۷- چاپ شصتم ۱۳۸۸.