به كجا چنين شتابان؟
اظهارات اخير دكتر محمود احمدينژاد رئيس جمهور، در خصوص طرح مبارزه با بدحجابي و انتقاد شديد علما و شخصيتهاي عموما سياسي از قبيل آيت الله سيد احمد خاتمي و آيت الله جنتي و آيت الله تهراني و ائمه جمعه اغلب شهرهاي بزرگ، در كنار نامه نسبتا تند آيت الله جنتي دبير شوراي نگهبان در هفته گذشته و در پاسخ به انتقاد و نامه رئيس جمهور در خصوص ايرادات شرعي و قانوني مصوبات مجلس و تاييديه شوراي نگهبان، بيش از آنكه حاصل تقابل ميان رئيس دولت و ساير مسئولين نظام باشد، حاصل حلقه گردش و بازي سياست در جوامعي است كه در آنها احزاب از رنگ و نقش چنداني برخوردار نيستند.
دانيل بيتس از اساتيد علوم اجتماعي در كتاب مشتركش با رسام به نام "مردم و فرهنگِ خاورميانه" نظريه ساده اما قابل تاملي را بيان ميكنند كه مطابقت آن با جريانات سياسي دهههاي اخير ايران چندان بيراه به نظر نميرسد. آنها در صفحه 260 اين كتاب آورده اند كه:
من عليه برادرم؛ من و برادرم عليه عموزادههايم؛ من و برادر و عموزادههايم عليه بيگانگان.[1]
بررسي حوادث سه دهه گذشته ايران در فضاي سياسي – اجتماعي و آرايش احزاب و جناحها، مشخص ميكند كه اين قاعده بيان شده از آخر به اول در نظام روابط و معادلات گروههاي سياسي ايران قابل تعميم ميباشد. به طوري كه در دهه اول انقلاب به لحاظ بروز جنگ تحميلي و وجود دشمن بيگانه خارجي، اصطلاحا من و برادران و عموزادهها بر عليه بيگانه متحد شده و با وجود كشمكشهاي سياسي مجالس چهارم و قبل از آن وقايع سالهاي 60 و 61 كه نگارنده آن را حاصل پس لرزههاي انقلاب و دوران نقاهت يك كشور انقلاب زده دانسته و از آن فاكتور گرفته است، در مجموع دو جناح و طيف اصلي و تاثير گذار موسوم به چپ و راست – كه هركدام متشكل از احزاب و گروههاي متعددي بوده و هستند – بنا به تعبير مقام معظم رهبري همچون دوبال بدنه نظام سياسي ايران را به پيش ميبردند...
لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد
وقتي آدم از زندگي خسته ميشه، وقتي آدم حرف زور مي شنوه ولي توان مقابله نداره، وقتي آدم گريش مياد و ميخواد خودشو کنترل کنه ولي لرزش چونه هاش داره رسواش مي کنه، وقتي آدم از قيافه دورو برياش خسته ميشه، وقتي آدم دلش مي خواد به يه نفر که ازش مي ترسه فحش بده و خلاصه وقتي آدم با خدا قرار ملاقات داره، دنبال يه جاي دنج مي گرده که يه خورده با خودش خلوت کنه.