تبليغاتX
پیش نویس
 
پیش نویس
 
 
خلوت نوشته های علی (فرزاد) بحرانی
 

جناب آقاي ايزدي‌خواه دادستان محترم شهرستان كازرون

باعرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما و عذرخواهي به دليل اينكه اين نامه جهت اثرگذاري بيشتر به صورت سرگشاده منتشر گرديد. آنچه كه امروز موجب شد تا وقت گرانمايه و پرمشغله حضرتعالي – كه راهروهاي شلوغ و انبوه پرونده‌هاي قضايي در ساختمان دادگستري شهرستان كازرون گواه آن است – بگیرم، مساله به ظاهر تكراري اما در باطن پراهميت و حياتي »درياچه پريشان« است كه ديگر مصائب پيرامون آن طاقت را نه تنها از كف دوستداران محيط‌زيست كازرون كه علاقمندان به حيات يكي از مهمترين و ارزشمندترين اكوسيستم‌هاي طبيعي جهان برده است.
دادستان محترم!
تنها با يك نگاه ساده و نه چندان عميق به روند وقايع پيرامون درياچه پريشان طي 6 سال گذشته در قالب طرح حفاظت از تالاب­هاي ايران مي­توان فهميد كه مجموعه‌اي از سهل انگاري­ها و تقصيرها و سوء مديريت­ها منجر به بروز خسارات و ورود زيان­هايي به اين درياچه و به دنبال آن به منافع عمومي مردم شهرستان و نهايتا منافع ملي كشور شده كه راهي جز رجوع به مقام قضايي جهت اعلام  دادخواهي باقي نمی­ماند.
جناب آقاي ايزدي‌خواه، از آنجا كه بنده نه قصد اشاره به مواد قانوني و نه تخصص لازم جهت استناد به آنها را دارم، تنها با يك نگاه ساده به ...

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد

همچنين ميتوانيد اين مطلب را در شماره ۲۸۴ هفته نامه بيشاپورصفحه ۵ مطالعه فرماييد

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 19:5  توسط فرزاد  | 

نگاهی تحلیلی به نماز باران مرحوم بهجت العلما بحرانی [1]

اقامه نماز باران طی ماههای اخیر در سراسر کشور و از جمله شهرستان کازرون به دلیل خشکسالی نگران کننده و عدم نزول رحمت الهی با وجود گذشت پاییز و ورود به زمستان، بدون شک برای سالمندان شهری همانند کازرون که تجربه اقامه نماز استسقا مرحوم بهجت العلما بحرانی و نزول بلافاصله باران را در بیش از 65 سال قبل به عینه دیده اند سرشار از امید و باور خواهد بود. به دنبال برپایی این مراسم مقاله ای از نگارنده که یکی – دو سال قبل در شرح و کیفیت برگزاری آن نماز بر طبق آنچه از ریش سفیدان و کهنسالان سینه به سینه نقل گردیده، در نشریه شهرسبز به چاپ رسیده بود، عینا در سایت کازرون نما و همچنین گزیده ای از آن در شماره 241 هفته نامه بیشاپور انتشار مجدد یافت. نگارنده اما معتقد است که بیش از آنکه به جنبه داستانی این واقعه توجه گردد، بایستی به تحلیل کارکردی آن پرداخته شود؛ چراکه مروری بر آداب اجرا شده توسط شیخ بحرانی در آن مراسم می تواند نکات قابل تامل و  اقتباسی را در بر داشته باشد که قطعا برای امروز هم عمل به آنها موثر و راهگشا خواهد بود.

اگر بخواهیم از دریچه علوم اجتماعی به اینگونه مراسم بنگریم، این قبیل مناسک در دسته بندی های جامعه شناسی جزو "مناسک تقویت" [2] طبقه بندی می گردند ...

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

این مطلب را همچنین می توانید در شماره ۲۴۴ هفته نامه بیشاپور بخوانید

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 22:47  توسط فرزاد  | 

طي سالهاي اخير حوزه شهيد و شهادت در كازرون شاهد تحركات پررنگ و اثرگذاري در راستاي ارج نهادن بر رشادتهاي رزمندگان و گسترش فرهنگ شهادت و ايثار بوده است. بازخواني حوادث و نقش موثر رزمندگان كازروني در عملياتهاي مختلف به صورت درج خاطرات و وصيتنامه‌ها و روزشمار عملياتها در مطبوعات محلي آنهم با صورتهايي نسبتا نوين‌تر از قالب‌هاي كليشه‌اي گذشته و نيز كار ريشه‌اي و بنيادين عده‌اي از جوانان اين شهر در جمع‌آوري و تكميل بانك اطلاعات شهداي كازرون و انتشار نخستين و تنها نشريه تخصصي با موضوع ايثار و شهادت، در كنار برگزاري يادواره‌هاي مختلف كه هراز چندگاهي در سطح شهرستان و توابع برگزار مي‌گردد، افق روشني را در آينده فضاي فرهنگي كازرون از اين منظر گشوده است كه فعاليتهاي و اقدامات گذشته را تا حدودي تلطيف نموده و بر اثرگذاري و كاربردي نمودن اين فعاليتهاي فرهنگي افزوده و نتايج آنها را براي مردم به عنوان يك كالاي فرهنگي ملموس‌تر ساخته است.

در چنين فضايي اما تشكيل كميته تدوين و تاليف كتاب 1100 شهيد شهرستان نقطه عطف ديگري بر فعاليتهاي چند سال گذشته در اين حوزه بوده است كه در راستاي آن اعلام خبر چاپ تمبر يادبود شهداي كازرون از سوي رياست اداره پست شهرستان به صورت بلوك‌هاي چهارتايي در 4 آلبوم به عنوان سهم و نقش اداره پست در ستاد فرهنگي كنگره بزرگداشت شهدا [1] نيز جزو اقدامات ماندگار با قابليت برنامه‌ريزي جهت اهداف بلند مدت فرهنگي با استفاده از كاركردهاي تمبر به عنوان سفيران كوچك فرهنگي است؛ چراكه تمبر اگرچه در يك نگاه سطحي تنها يك قطعه كاغذ منقوش است، اما تاملي عميق در كاركردهاي آن ثابت مي‌نمايد كه تمبر همه فرهنگ يك كشور را در كاغذي به ابعاد معمولا 33×46 ميليمتر با خود به يدك مي‌كشد.

براي خواندن ادامه مطلب در پايگاه خبري كازرون نما  اينجا را كليك كنيد

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 19:39  توسط فرزاد  | 

پيش درآمد

اول از همه اينكه دوستان مرتب پيغان و پس‌غام مي‌دهند كه چرا نمي‌نويسي؟ ضمن اينكه بايد از لطف دوستان تشكر كنم به خاطر اينكه قلم شكسته مرا لايق لغزيدن بر روي كاغذ قلمداد مي‌كنند، در حالي كه شايسته اين همه توجه نيست. با اين حال لازم به توضيح است كه اين روزها بيشتر به دنبال خواندن و آموختن و مطالعه هستم تا نوشتن چراكه به اين نقطه رسيده‌ام كه نياز به آموختن را بيش از غناي نوشتن در خود  احساس مي‌كنم و نيز اينكه مرتب به وبلاگ دوستان سر مي زنم و از آخرين پست‌هاي آنها استفاده مي‌برم هرچندكه تا ضرورتي نبينم پيغام نمي‌گذارم. اما نكته‌ها...

1-   ديروز (چهارشنبه 12/8/89) بعدازظهر اولين باران در بوشهر باريد و پس از قريب به 10 ماه (اگر درست گفته باشم) مجددا زمين آفتاب خورده بوشهر جان تازه‌اي يافت. باران زيبايي كه همراه با رعدوبرق حدود 10 دقيقه‌اي با شدت باريد. البته برخلاف جاهاي ديگر كه پس از باران هوا سرد و دلچسب مي گردد، اينجا امروز هوا كمي گرمتر و بسيار شرجي‌تر از روز قبل شده بود. خدا را بسيار از نزول اين رحمتش شاكريم كه موجب شادي و نشاط ما شد و شهر روحي ديگر گرفت.

2-   مشغول خواندن خبري در يكي از سايتهاي خودمان بودم كه عنوان خبر كفرم را حسابي بالا آورد. "يك گامي ديگر از دولت عدالت محور". اگرچه براي گفتن ناعدالتيهاي فراوان در جامعه مي‌توان ساعتها و بدون وقفه مثال آورد؛ اما بيشتر عصبانيت من از ناعدالتي بود كه تصميمات آن صرفا در زير سقف سالن جلسات هيئت دولت توسط دولتمردان گرفته مي‌شود و فاصله اين ناعدالتي‌ها تنها به اندازه فاصله صندلي دو وزير يا مديركل است.

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 23:1  توسط فرزاد  | 
 

۲۱ رمضان

سیاه ترین شب بشریت٬ سفیدترین روز علی (ع)

سالروز شهادت مردي به وسعت آسمان تسلیت باد

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 23:49  توسط فرزاد  | 

اشاره :
در اسفندماه ۸۵ مطلبی با عنوان “آب بهجت آباد” با محوریت معرفی نقش مرحوم بهجت العلما بحرانی در حفر اولین چاه آب شرب مکانیزه کازرون در وبلاگم و متعاقب آن در نشریه شهرسبز منتشر کردم و در جریان تحقیق پیرامون آن به اطلاعات جالبی در خصوص ارزش پزشکی آب‌های شرب کازرون برخوردم که طی آن مقاله عرضه گردید. در ماههای اخیر اما خبر احداث ساختمان‌های طرح مسکن مهر در حریم چاه‌ها و سفره زیر زمینی آب شرب کازرون، لزوم یادآوری برخی ویژگیهای این نعمت ارزشمند را که مورد تهدید واقع شده بیش از پیش ایجاب می‌کند.


شاید در سالهای اخیر به لحاظ خشکسالی و افزایش میزان مصرف آنهم از نوع بعضا بی رویه مساله آب شرب کازرون تا نزدیکی نقطه بحران رفته باشد، اما برای به خاطر آوردن سالهای پرآب کازرون سن و سالی بیش از ۳۰ سال نیاز نیست. سالهایی که اخبار کمبود آب در شهرهایی چون تهران در طول تابستان برای مردم کازرون بیشتر شبیه یک لطیفه بود تا واقعیت. علاوه بر غنای منابع آب در کازرون – که به نسبت خشکسالی‌ها هنوز هم قابل توجه می‌باشد – این آب از ویژگیهای دیگری همچون خوش طعم بودن و سالم بودن و سبک بودن و حاوی مواد معدنی مفید بودن برخوردار است. فاکتور سلامت که از مهم‌ترین پارامترهای آب شرب محسوب می‌گردد در تمامی دنیا همواره مد نظر مقامات بهداشتی و متولیات سازمانهای کنترل کننده و ایجاد کننده زیرساختهای صنعت آب بوده است و طبیعتا در کازرون نیز وجود منابع آبی که از سلامت و بهداشت مناسب برخوردار بوده و به دور از عوامل آلاینده باشد بسیار حائز اهمیت بوده و هست...

برای خواندن ادامه این مطلب در سایت خبری بیشاپور اینجا را کلیک کنید


 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 19:51  توسط فرزاد  | 

سالها قبل در اوايل دهه ۶۰ ميدان نقش جهان اصفهان مملو از درختان زيبا و سايه داري بود كه هميشه يكي از برنامه‌هاي مسافرت تابستانه‌مان كه اغلب از اصفهان مي‌گذشت، خوردن نهار آنهم از نوع جگر و كباب در زير سايه‌هاي اين درختان بود.

يك وقفه چندين ساله در برنامه مسافرت‌‌هاي تابستانه و سفر مجدد به اصفهان در اواسط دهه ۷۰ ما را از تغيير ايجاد شده در ميدان نقش جهان به شدت متعجب و شگفت زده كرد. مواجهه با منظره ميدان نقش جهاني كه تمامي آن درختان سايه‌دارش بريده شده و تبديل به ميداني چمنكاري شده بود، آه از نهادمان بلند كرد. پدرم از باغباني كه مشغول رسيدگي به گلها بود پرسيد حيف از آن درختان نبود؟ چرا آنها را بريدند؟ مرد باغبان مكثي كرد و گفت "آب شاه خورده بودند".

پاسخ معني دار آن باغبان حاوي اين مضمون بود كه تنها گناهي كه مي‌شود براي قطع اين درختان متصور شد اين است كه بگوييم در زمان حكومت پهلوي كاشته شده و آب دوره شاه را خورده و گرنه چه دليلي مي‌شود براي بريدن درختان آورد.

منظور من از بيان اين خاطره حكايت افطاري ماه رمضان است كه سالها با صوت زيباي "ربناي" استاد شجريان عجين شده بود و اكنون دومين ماه مبارك است كه با تحريم آن از سوي صدا و سيما مواجه هستيم. تحريمي كه اگرچه دستور كتبي مبني بر حذف آن وجود ندارد، اما طبق يافته‌هاي من با اشاره مديران شبكه‌ها از جمله شبكه‌هاي استاني از تهيه كنندگان خواسته شده كه از اين دعاي تاثيرگذار و خاطره انگيز استفاده نكنند و با وجود اينكه بهانه مديران درخواست خود استاد براي عدم استفاده از آثارش در صدا و سيماي ايران است، و علي رغم اينكه استاد دعاي ربنا و يكي دو كار ديگر را كه مسائل حقوقي و مالكيت معنويش ميان او و صدا و سيما حل و فصل شده و مجوز انتشار از سوي استاد دارد را در جريان شكايتش از صدا و سيما مستثني نموده بود، به نظر مي‌رسد كه اين تحريم كه امسال دامنه آن تا آهنگهاي پيشواز ايرانسل هم گسترده شده تنها يك دليل دارد و آنهم گناه غير قابل بخشش استاد است و آن گناه گناهي نيست جز

پنجاه سال خواندن براي همين خس و خاشاك‌

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 22:42  توسط فرزاد  | 

ماه رمضان امسال هم همانند سال‌هاي گذشته سرشار از معنويت در سريالهاي تلويزيوني است. سريالهايي كه زندگي قهرمانان آن از يك آرامش و راحتي ناگهان با ورود يك شيطان به هم مي‌ريزد و در قسمت آخر ييهو همه چيز به آرامش بيشتر از روز اول باز مي‌گردد.

امسال از ساعت ۲۰:۴۰ شبكه سه با سريال جراحت پروژه سرگرم كردن مردم را آغاز مي‌كند تا ساعت ۲۳:۵۰ دقيقه كه با سريال نون و ريحون شبكه تهران به پايان برسد. از طرف ديگر امسال چشم ملت ايران نيز به نور فارس وان هم منور گرديده و ظاهرا اين شبكه فعال و عرفاني با دو سريال در سحرهاي ماه مبارك ميزبان سحرخيزان عزيز مي‌باشد. روزه‌اي كه با سحري صحنه‌هاي فارسي وان آغاز شود قطعا افطارش ديدن و خوردن دارد.

فكر مي‌كنيد بر سر اين سفره جايي هم براي خدا مي‌ماند؟

 

در اين ضيافت ما هم التماس دعا داريم!!!!!

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 0:12  توسط فرزاد  | 

اشاره

اگرچه نگارنده در مطلب قبلي خود با عنوان "به كجا چنين شتابان" بر اساس يك مدل اجتماعي از "دانيل بيتس" بروز شكاف و ايجاد دو يا چند دستگي در ميان جناح اصولگراي حاكم را در شرايط فعلي نظام سياسي ايران و متاثر از حذف رقيب سنتي يعني چپ اصلاح طلب امري بديهي و قابل پيش بيني ارزيابي كرده بود؛ اما باوجود اين، اتفاقات ماه‌هاي اخير در سطح رده‌بالاي مديريتي كازرون را علاوه بر آنكه تا حدودي ناشي از همان مدل ذكر شده مي‌داند، بيشتر حاصل يك فضاي سنتي بر عرصه انتخاب مديريت در شهرستان كازرون مي‌بيند كه در آن فضا با وجود تمامي دست و پا زدن‌ها و تلاش حلقه‌اي از اصولگرايان سنتي ذي نفوذ، هيچگاه لابي موثر و موفقي براي جذب مديران خوب و كارآمد منطبق با يك برنامه ريزي و هدف گذاري انجام نگرفته و يا اگر هم بوده به نتيجه مطلوب نرسيده است.

 پس از گذشت مدت زمان بسيار از تغيير ناگهاني و جنجال برانگيز فرماندار كازرون كه از تجمع و بيانيه و راهپيمايي و موضع‌گيري ائمه جمعه گرفته تا هجوم به همايش رسمي و زنده باد و مرده باد را در پي خود داشت، اگرچه شايد نوشتن در مورد اين مسئله كاملا كليشه‌اي و ملال انگيز شده باشد، اما از سوي ديگر با گذشت زمان مي‌توان در فضايي عقلاني‌تر و به دور از احساسات و هيجان و در شرايطي كه زواياي مختلف مسئله روشن شده است تا حدودي واقع گرايانه‌تر نوشت. با اين همه نگارنده بازهم قصد ندارد كه بدين بحث بپردازد كه آيا اين روش تغيير فرماندار خوب بود يا بد و يا اينكه سرپرست فعلي خوب است يا بد و يا فرماندار آينده چه كسي باشد خوب‌تر است يا بدتر؛ بلكه آنچه قلم را امروز وادار به ايجاد اين سطور كرده دغدغه اين مسئله است كه اصولا كازرون به مسئول و مدير احتياج دارد يا خير؟

براي خواندن ادامه مطلب در پايگاه خبري بيشاپور اينجا را كليك كنيد

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 1:19  توسط فرزاد  | 

اظهارات اخير دكتر محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور، در خصوص طرح مبارزه با بدحجابي و انتقاد شديد علما و شخصيتهاي عموما سياسي از قبيل آيت الله سيد احمد خاتمي و آيت الله جنتي و آيت الله تهراني و ائمه جمعه اغلب شهرهاي بزرگ، در كنار نامه نسبتا تند آيت الله جنتي دبير شوراي نگهبان در هفته گذشته و در پاسخ به انتقاد و نامه رئيس جمهور در خصوص ايرادات شرعي و قانوني مصوبات مجلس و تاييديه شوراي نگهبان، بيش از آنكه حاصل تقابل ميان رئيس دولت و ساير مسئولين نظام باشد، حاصل حلقه گردش و بازي سياست در جوامعي است كه در آنها احزاب از رنگ و نقش چنداني برخوردار نيستند.

دانيل بيتس از اساتيد علوم اجتماعي در كتاب مشتركش با رسام به نام "مردم و فرهنگِ خاورميانه" نظريه ساده اما قابل تاملي را بيان مي‌كنند كه مطابقت آن با جريانات سياسي دهه‌هاي اخير ايران چندان بي‌راه به نظر نمي‌رسد.  آنها در صفحه 260 اين كتاب آورده اند كه:

من عليه برادرم؛ من و برادرم عليه عموزاده‌هايم؛ من و برادر و عموزاده‌هايم عليه بيگانگان.[1]

 بررسي حوادث سه دهه گذشته ايران در فضاي سياسي – اجتماعي و آرايش احزاب و جناح‌ها، مشخص مي‌كند كه اين قاعده  بيان شده از آخر به اول در نظام روابط و معادلات گروههاي سياسي ايران قابل تعميم مي‌باشد. به طوري كه در دهه اول انقلاب به لحاظ بروز جنگ تحميلي و وجود دشمن بيگانه خارجي، اصطلاحا من و برادران و عموزاده‌ها بر عليه بيگانه متحد شده و با وجود كشمكشهاي سياسي مجالس چهارم و قبل از آن وقايع سالهاي 60 و 61 كه نگارنده آن را حاصل پس لرزه‌هاي انقلاب و دوران نقاهت يك كشور انقلاب زده دانسته و از آن فاكتور گرفته است، در مجموع دو جناح و طيف اصلي و تاثير گذار موسوم به چپ و راست – كه هركدام متشكل از احزاب و گروههاي متعددي بوده و هستند – بنا به تعبير مقام معظم رهبري همچون دوبال بدنه نظام سياسي ايران را به پيش مي‌بردند...

لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 1:6  توسط فرزاد  | 
 
  بالا